عبد الرزاق اللاهيجي

22

سرمايه ايمان در اصول اعتقادات ( فارسى )

شدن بعينه يافت شدن فرس است ، اگر چه انسان غير فرس باشد ؛ و اين بغايت ظاهر است . پس وجود مشترك معنوى باشد نه مشترك لفظى . و وجود همهء اشياء يكى باشد و مختلف نشود مگر باضافهء اشياء . و چون معنى وجود ذهنى و خارجى را دانستى ، بدان كه چون مفهوم ذهنى را قياس كنى بخارج : اگر وجود در خارج مر او را ضرورى و عدم ممتنع باشد نظر بذات وى كرده با قطع نظر از همهء امور خارجهء از ذات ، آن مفهوم را واجب الوجود گويند . و اگر عدم ضرورى باشد و وجود ممتنع ، نظر بذات وى كرده با قطع نظر از غير ؛ آن مفهوم را ممتنع الوجود گويند . و اگر هيچ‌يك از وجود و عدم ضرورى نباشد و ممتنع نيز نباشد ، آن مفهوم را ممكن الوجود گويند . و از آنچه گفتيم ظاهر شد انحصار موجود خارجى در واجب و ممكن و اعميّت موجود مطلق از موجود خارجى ، چه ممتنع الوجود چون مفهوم است پس موجود ذهنى است و حال آنكه موجود خارجى نيست . و نيز ظاهر شد تساوى مفهوم شيء با وجود مطلق .